تنهایی
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که رفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن روز که افتاد و شکست
+ نوشته شده در جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:31 توسط Davood Dabighi
|
وبلاگ دانشجویان پرستاری ورودی 86 همیشه پیوسته شیراز (ل)